السيد حامد النقوي
389
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
دور و بر كنار بود و هيچكارى جز صفق بالاسواق نداشت پس ظاهر شد كه ارجاع جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مريدين و مستفيدين را بسوى جناب امير المؤمنين عليه السّلام هيچ دخلى بتفرغ ندارد بلكه مبنى بر اعلميت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىباشد و ازينجا محقق شد كه اگر امر تفرغ قابل اعتنا بود و ابو بكر حظى از علم مىداشت چه جاى كه اعلم باشد بنابر تقرير ابن حجر مىبايست كه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم به لحاظ تفرغش حكم رجوع به او صادر فرمايند و ارجاع خلائق بسوى جناب امير المؤمنين عليه السّلام به لحاظ اشغال حربيه آن جناب نفرمايند ليكن چون چنين نفرمودند بلكه حكم محكم رجوع مختص بامير المؤمنين عليه السّلام دادند لهذا معلوم شد كه بناى كار در رجوع بر اعلميت شخصست و اگر چه او در اشغال عظيمه محاربه كفار انذال اشتغال داشته باشد ليكن همه مردم را مىبايد كه در استفاده علم نبوى رجوع به او نمايند اينست حال عهد كرامت مهد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم اما بعد عهد آن جناب پس بالفرض اگر ابو بكر متفرغ براى مردم نباشد و جناب امير المؤمنين عليه السّلام متفرغ باشد فائده به حال ابن حجر نمىرسد و پر ظاهرست كه شغل نشر علم دين افضل و اعلاى اشغال خلافتست و هيچ شغلى مقابل آن نمىتواند شد پس چگونه گفته شود كه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مشغوليت ابو بكر بديگر اشغال خلافت پسند كرد و با وصفى كه او را اعلم مىدانست مردم را حكم رجوع به او در اخذ علم نداد و او را در حال خلافتش از نشر علم كه بهترين اشغالست محروم كرد و اين منصب خطير را بجناب امير المؤمنين عليه السّلام كه العياذ باللّه حسب زعم ابن حجر كمتر از ابو بكر در علم بود مفوض كرد و مردم را حكم رجوع بآنجناب داد و حيف صريح درين باب روا داشت هل هذا الا زعم من خدعته الكواذب و تاهت به الغياهب و حق اينست كه ارجاع جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم خلق را بسوى جناب امير المؤمنين عليه السّلام در باب اخذ علم خود دليل واضح امامت و برهان لائح خلافت آن جناب مىباشد و واقعاتى كه در نشر علم دين از جناب امير المؤمنين عليه السّلام در عهد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ظاهر شده و بعد عهد آن جناب در عهد حكومت خلفاى ثلاثه بظهور رسيده ادلهء قاطعه امامت و خلافت آن جناب مىباشد و نزد ارباب بصيرت از ان ظاهر مىشود كه ديگران اگر چه بر سرير حكومت ظاهرى متغلب شده اشغل من ذات النحيين گرديدند ليكن از خلافت حقيقى جناب